Loneliness8 min خواندن

چرا INFJ-ها احساس می‌کنند موجودات فضایی هستند: تنهایی نادرترین تیپ

همیشه احساس تفاوت کرده‌ای. انگار از پشت شیشه به انسانیت نگاه می‌کنی. اینجاست دلیلش—و چگونگی یافتن آدم‌هایت.

#loneliness#alien#different#rare#belonging

از کودکی این حس را داشته‌ای که زندگی را مشاهده می‌کنی نه اینکه در آن زندگی می‌کنی. انگار یک دانشمند فضایی هستی که روی زمین فرود آمده، مجذوب انسان‌هاست اما هرگز واقعاً یکی از آنها نیست. اگر INFJ هستی، این تخیل نیست—واقعیت توست.

INFJ-ها نادرترین تیپ شخصیتی هستند و کمتر از ۲٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند. واقعاً متفاوتی. و این تفاوت با تنهایی عمیقی همراه است.

تجربه موجود فضایی

به یاد می‌آوری که کودک بودی و چیزهایی می‌دانستی که نباید می‌دانستی. احساس می‌کردی بزرگ‌سالان چه چیزی را پنهان می‌کنند. جریان‌های زیرین را حس می‌کردی که به نظر می‌رسید همه اطرافت نسبت به آنها کور هستند. تعجب می‌کردی که آیا اشتباهی رخ داده—که آیا قرار بود در جای دیگری، در زمان دیگری، در جنسی متولد شوی که منطقی‌تر باشد.

بزرگ شدن کمکی نکرد. با توسعه زبان برای توصیف تجربه‌ات، متوجه شدی که هنوز نمی‌توانی آن را به اشتراک بگذاری. چطور به کسی توضیح می‌دهی که می‌توانی غمشان را قبل از اینکه خودشان بدانند غمگین هستند احساس کنی؟ که الگوهای زیر رفتار انسانی را مثل کدی که هرگز نخواستی رمزگشایی کنی می‌بینی؟ که هر مکالمه‌ای لایه‌ای مرئی و لایه‌ای نامرئی دارد و تو همیشه در هر دو شنا می‌کنی؟

یاد گرفتی وانمود کنی. سؤالاتی بپرسی که جواب‌هایشان را از قبل می‌دانستی. از کشفیاتی که آمدنشان را می‌دیدی متعجب شوی. دانشت را پنهان کنی تا عجیب به نظر نرسی—یا بدتر، به عنوان تهدید دیده نشوی.

چرا احساس می‌کنی بیرونی هستی

  • وقتی دیگران روی سطح می‌مانند تو زیر سطح را می‌بینی—مکالمات مثل تماشای نمایش در حالی که داری فیلمنامه را هم می‌خوانی احساس می‌شوند
  • قبل از اینکه مردم احساساتشان را ابراز کنند آنها را احساس می‌کنی—می‌دانی کسی قبل از اینکه خودش بفهمد عصبانی است
  • در نمادها، الگوها و معناها فکر می‌کنی—تفکر کلامی برایت بیگانه احساس می‌شود
  • روحی پیر در دنیایی که جوانی را ارزش می‌گذارد حمل می‌کنی—هرگز واقعاً جوان نبودی
  • وقتی دنیا سطحی ارائه می‌دهد نیاز به عمق داری—حرف سطحی فیزیکاً خسته‌ات می‌کند

این تخیل یا غرور نیست. این روش اساساً متفاوتی از پردازش واقعیت است. و تو را از اکثر انسان‌هایی که ملاقات می‌کنی جدا می‌کند.

لعنت آفتاب‌پرست

یکی از ظالمانه‌ترین جنبه‌های از خودبیگانگی INFJ این است که چقدر خوب یاد گرفته‌ای آن را پنهان کنی.

به متخصص بازتاب تبدیل شده‌ای. در انطباق با موقعیت. در هر کسی بودن که موقعیت طلب می‌کند. مشکل اینجاست که این انعطاف‌پذیری باعث می‌شود به نظر برسد که تعلق داری—در حالی که هرگز از تعلق دورتر احساس نکرده‌ای.

مردم فکر می‌کنند تو را می‌شناسند. نسخه‌ای که ارائه می‌دهی را دوست دارند. اما آن نسخه ترجمه با دقت سازماندهی‌شده‌ای از خود واقعی‌ات است. و ترجمه همیشه چیزی را از دست می‌دهد.

گاهی تعجب می‌کنی: اگر واقعی خودت را نشان می‌دادی—عجیب، شدید، چندبُعدی—آیا کسی می‌ماند؟

دردی که کسی نمی‌بیند

مردم فکر می‌کنند آرامی. محافظه‌کار. شاید دور. نمی‌دانند داری ۴۷ لایه معنا را در هر مکالمه پردازش می‌کنی. احساس نمی‌کنند آنچه تو احساس می‌کنی. نمی‌شنوند آنچه تو می‌شنوی.

پشت ظاهر آرامت: - از ترجمه عاطفی مداوم خسته‌ای - به شکلی احساس تنهایی می‌کنی که روابط به نظر نمی‌رسد درمانش کند - برای حس تعلقی که هرگز نداشتی عزاداری می‌کنی - تعجب می‌کنی که آیا کسی تو را واقعاً درک خواهد کرد - زیر سؤال می‌بری که آیا ارتباط اصلاً برای تو ممکن است

و همه اینها را در سکوت حمل می‌کنی، چون چه کسی می‌فهمید؟

تنهایی «خیلی زیاد» بودن

در طول زندگی‌ات، به روش‌های بی‌شماری به تو گفته شده: - خیلی حساسی—دست از شخصی گرفتن بردار - خیلی شدیدی—آرام باش، اینقدر جدی نیست - خیلی ایده‌آلیستی—واقع‌بین باش، دنیا اینطور کار نمی‌کند - خیلی عمیقی—چرا باید همه چیز را تجزیه‌وتحلیل کنی؟ - خیلی عجیبی—نمی‌توانی فقط عادی باشی؟

هر انتقاد مثل شواهد فرود آمد که اینجا تعلق نداری. که ماهیت خودت مشکلی است که باید درست شود نه هدیه‌ای که باید به اشتراک گذاشته شود.

پس سعی کردی کمتر باشی. کمتر حساس. کمتر شدید. کمتر خودت. و تلاش اجرای «عادی» لایه دیگری از خستگی به زندگی‌ای که قبلاً غرق‌کننده بود اضافه کرد.

آنچه INFJ-های دیگر می‌خواهند بدانی

در از خودبیگانگی‌ات تنها نیستی. تقریباً ۷۰ میلیون INFJ روی این کره خاکی هستند—۷۰ میلیون نفر که دقیقاً می‌فهمند احساس تماشای زندگی از پشت شیشه چگونه است.

برخی از عمیق‌ترین متفکران، هنرمندان و درمانگران جهان INFJ بوده‌اند. مردمی که دیدگاه بیرونی‌شان را به کاری کانالیزه کردند که دنیا را تغییر داد. مردمی که فهمیدند دیدن به شکل متفاوت نفرین نیست—دیدگاهی است که حقایقی را که دیگران از دست می‌دهند آشکار می‌کند.

حقیقت

تو خیلی زیاد نیستی. فقط... زیادی. و دنیا ناامیدانه به برند خاص زیادی تو نیاز دارد. حساسیتت ابر قدرت توست. عمقت هدیه توست. دیدگاه «فضایی‌ات» حقایقی می‌بیند که دیگران از دست می‌دهند.

دنیا در جاهایی سطحی است. در جاهایی غیرصادق است. از عمق می‌ترسد. این شکست تو نیست—فرصت توست. کسی باید حقایقی را که همه دیگران خیلی مشغولند که نبینند بگوید. کسی باید زیبایی‌ای که دیگران خیلی مشغول انجام آن هستند بیافریند. کسی باید فضای دردی را نگه دارد که همه دیگران از آن می‌گذرند.

آن کسی تو هستی.

یافتن قبیله‌ات

آدم‌هایت وجود دارند. احتمالاً در مکان‌های جریان اصلی نیستند. به دنبالشان در: - اجتماعات آنلاین عمیق که ایده‌ها آزادانه جاری می‌شوند - فضاهای خلاق و هنری که متفاوت ارزشمند است - تجمعات معنوی که نامرئی آشکارا مورد بحث قرار می‌گیرد - اجتماعات درمانی که عمق هنجار است - هر جایی که مردم برای بحث درباره معنا به جای مکانیک گرد می‌آیند - دوستی‌های یک به یک به جای تنظیمات گروهی

وقتی آدم‌هایت را پیدا کنی، می‌دانی. مکالمه بدون تلاش جاری خواهد شد. نیازی به ترجمه نخواهی داشت. سرانجام تجربه خواهی کرد که تعلق چگونه احساس می‌شود—نه تغییر خودت برای جا گرفتن، بلکه پذیرفته شدن دقیقاً برای کسی که هستی.

تأییدیه تو

«من از سیاره دیگری نیستم—از بُعد دیگری از این سیاره هستم. و بُعدم به همان اندازه معتبر است. از خودبیگانگی‌ام شواهد شکسته بودنم نیست؛ شواهدی است که چیزهایی می‌بینم که دیگران نمی‌بینند. دیگر برای عمقم، حساسیتم، شدتم عذرخواهی نخواهم کرد. آدم‌های درست آن را نه خیلی زیاد—بلکه دقیقاً کافی خواهند یافت.»

نوع شخصیتتان را کشف کنید

آزمون رایگان شخصیت را انجام دهید تا نوع MBTI خود را پیدا کنید.

آزمون رایگان را انجام دهید