همه چیز را دو بار چک میکنی. ریزمدیریت میکنی چون هیچکس درست انجامش نمیدهد. نمیتوانی واگذار کنی چون نمیتوانی اعتماد کنی. شبها بیدار میمانی و برای سناریوهایی که ممکن است هرگز اتفاق نیفتند برنامهریزی میکنی.
چرا ENTJها به کنترل نیاز دارند: نیاز ENTJ به کنترل در مورد رئیسبازی نیست — در مورد بقاست. جایی در گذشتهات یاد گرفتی که: - آشوب خطرناک بود - وابستگی به دیگران به ناامیدی ختم میشد - آسیبپذیری معادل ضعف بود
ترس پنهان: زیر هر مشکل کنترل، ترسی نهفته است. ترس از شکست. ترس از اینکه بیکفایت دیده شوی.
هزینه کنترلت: - روابطی که مدیریت شده احساس میشوند، نه دوست داشته شده - کارمندانی که قوانین را دنبال میکنند اما نوآوری نمیکنند - بدنی که پیوسته در وضعیت استرس است - تنهایی عمیق چون هیچکس واقعیات را نمیشناسد
پارادوکس کنترل: هرچه محکمتر بگیری، بیشتر از دست میدهی. قدرت واقعی در مورد کنترل کردن همهچیز نیست.
تأیید: «قدرتم با تسلیم شدن کاهش نمییابد — با آن تکمیل میشود. میتوانم مسئول باشم بدون اینکه کنترل داشته باشم. به فرآیند اعتماد دارم.»